|
کـرشمه حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست...
|
سلام فاصلۀ این پست با پست قبلی خیلی زیاد شد که دلایل متفاوتی داره،توی این مدت خودم خیلی بهش فکر کردم امیدوارم بتونم به خوبی براتون ضرورت این کار رو توضیح بدم. برای اینکه به ضرورت علوم انسانی پی ببریم باید بدونیم انسان چگونه موجودیه؟ وبعد ببینیم در چه جهانی زندگی میکنه واین جهان چه تأثیری روی زندگی اون داره؟ وبراساس شناخت های بدست اومده برای زندگی او نظریه پردازی کنیم وتعریف وبرنامه بدیم بیرون. خب حالا به اینجای کار که میرسیم نظریات متفاوت میشه؛یعنی تعاریف گوناگون در مورد انسان وانسانیت،جهان بینی های رنگارنگ،برنامه های مختلف و... قصدمن از نوشتن این مطالب که نمی دونم چند پست رو دربرمیگیره اینه که درحد فهم وتوانم: 1.ثابت کنم که اسلام شناخت کاملی از انسان وموقعیتی که اودر آن قرار گرفته میده وبه علاوه این قدرت رو به ما میده که به خوبی آینده خودمون رو ترسیم کنیم وبه سمت اون پیش بریم. 2.عیوب ونواقص نظریات ودیدگاه های دیگران در مورد انسان، وجهان بینی اونها رو مطرح کنم. فک میکنم در نتیجۀ این دونظریه ،پرسش یا هرچی که اسمش رو میشه گذاشت ؛ضرورت نگرش در علوم انسانی ـــ که مقام معظم رهبری امام خامنه ای(مدظله العالی)به آن اسرار دارند ـــ رو متوجه خواهیم شد...انشاء الله شناخت اسلام از انسان: همه ما میدونیم که ادیان الهی بهترین برنامه ریزی رو برای زندگی انسانها داشتند اما در این میان تنها دینی که با ضمانت به سوی انسان اومد دین اسلام بود که کوچکترین تحریفی درش رخ نداده حتی عمل نکردن به آن ویا کوتاهی کردن درادای حق دین اسلام از سوی مسلمانان هم لطمه ای به آن وارد نکرده در حالی که سایر ادیان با چند نظریه ووارد شدن چند جمله به کتب مقدس دچار تغییر وانحرافاتی شده اند که هرعقل سلیمی به الهی نبودنش پی میبره،ویا اصلا بعضی موارد حذف شده که این موجب شده دانشمندان؛خودبه نظریه سازی ونظریه پردازی مشغول بشن(که الان همین نظریه ها رو دارن به خورد ما میدن درحالی که ما در دین خودمون دوای هر درد انسان رو داریم). خب قرآن که حامل برنامه های دین اسلام است انسان رو اینطور معرفی میکنه: 1.دین اسلام انسان رو خلیفة الله معرفی میکنه،اونجا که خداوند تبارک وتعالی فرمود: انّی جاعلٌ فی الارض ِ خلیفه (آیه 30سوره بقره) خلیفه یعنی جانشین وجانشین به کسی گفته میشه که صفات حاکم رو داشته باشه ولی به حد حکومت نرسیده واگه بتونه حکومت کنه در محدوده ای خاص که حاکم به او اجازه میده؛مثلا هیچ موقع دستیار پزشک مثل پزشک نمیتونه عمل کنه ولی عمل رو می شناسه پزشک رو میشناسه وبا روش عمل اون آشناست ومی دونه پزشک از او چی میخواد و...(امیدوارم مثالم ملموس بوده باشه).پس جانشین خدا هم باید برخی صفات لازمه جانشینی رودا شته باشه تا بتونه لیاقت جانشینی رو پیدا کنه ویابه تعبیر قرآن رنگ خدایی داشته باشه: صبغة الله ومن احسن ومن الله صبغه... (سوره بقره آیه138 ) 2.قرآن انسان رو شخصیتی معرفی می کنه که به خوبی می تونه تمام علوم رو یادبگیره،یعنی ظرفیت علمی خیلی بالایی داره،اونجایی که پروردگار (جل جلاله) میفرماید: وعلّم آدمَ اسماءَ کلها ثُمَ عَرَضَهم علی الملائکة (سوره بقره آیه 30) علم شاخه های گوناگونی داره وهر روز به این شاخه ها اضافه میشه اما انسان به خوبی میتونه به این مهم دست پیدا کنه و همۀ علوم رو فرا بگیره نمونه بارزش هم مراجع تقلید؛البته پیامبران(صلی الله علیهم اجمعین) و ائمه (علیهم السلام)وعلمای بزرگ اسلام وایران یا حتی برخی دانشمندان سایر ملل هم پیش از اینها قرار دارند ولی این مورد بنظرم ملموس تر رسید. 3.خداوند به انسان هم بعد انسانی داده وهم بعد حیوانی.به قول شهید مطهری(رضی الله عنه) در کتاب انسان درقرآن: در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادی که در جماد و گیاه وحیوان وجود دارد ،عنصری ملکوتی والهی وجود دارد.انسان ترکیبی است از طبیعت وماوراء طبیعت از ماده ومعنی،از جسم وجان: «آنکه هرچه را آفرید نیکو آفرید وآغاز خلقت انسان را از گِل قرار داده سپس نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز وپست خلق کرد.پس خلقت آن را تکمیل کرد و واز روح خویش در آن دمید وبرای شما گوشها وچشمها وقلبها قرار داد اما کمتر شکر نعمتهای او را بجای می آورید.» (سوره سجده آیه7 ــ 9) پس در این صورت انسان هم گرایش مادی داره هم معنوی.ومیشه نتیجه گرفت همون طور که انسان به دنبال نیازهای مادیش میره به دنبال نیازالهی و معنویش هم میره وشاید به همین دلیل با شه که ما انسانهاهمیشه به دنبال چیزی برای پرستش وعبادت میگردیم همین وجود روح الهی در کالبد انسانیمون.ناگفته نمونه که برخی این نیاز فطری ودرونی ِ پرستش رو بس ناگوار جواب میدن که انسان حیرون می مونه.
. نقطه سر خط
ـــ من که می گوییم تهاجم فرهنگی ،عده ای خیال میکنند مراد این است که مثلا پسری موهایش را تااینجا... بلند کند.خیال میکنند بنده با موهای بلند تا اینجا.. مخالفم.مسألۀ تهاجم فرهنگی این نیست.البته بی بندوباری وفسادهم یکی از شاخه های تهاجم فرهنگی است؛اما تهاجم فرهنگی بزرگتر از این است که اینها در طول سالهای متمادی به مغز وباور ایرانی تزریق کردندکه تو نمیتوانی؛باید دنباله رو غرب واروپا باشی.نمی گذارند خودمان را باور کنیم.الان شما اگر در علوم انسانی ،درعلوم طبیعی،در فیزیک وریاضی وغیره یک نظریۀ علمی داشته باشید، چنانچه بر خلاف نظریات رایج ونوشته شده دنیا باشد،عده ای می ایستند ومی گویندحرف شما در اقتصاد،مخالف با نظریۀ فلانی است؛حرف شما در روانشناسی مخالف با نظریۀ فلانی است... مقام معظم رهبری امام خامنه ای (روحی له الفداه) وامّا ... 1ــ ان شاء الله ادامه دارد ... 2ــ سؤالاتی که در پست قبلی داشتم واقعا مهم بودن ودوست دارم. نظرتون رو در مورد اونها بدونم؛البته از کسانی که پاسخ دادن کمال تشکر رو دارم. 3ــ هرجای صحبتم اشتباه بود ویا سؤال وشبهه ای بود مطرح بفرمایید. 4ــ شکروسپاس خداوندی را که چون همیشه ما را در کوتاه کردن دست دشمن از اسلام ومسلمین ، وایران اسلامی یاری نمود. 5ــ التماس دعا
«یاعلی» [ 90/12/22 ] [ 0:11 ] [ مبینا ]
[ ]
سلام بلاخره این ترم رو هم باتمام پستی وبلندی هاش پشت سر گذاشتم والان درتعطلات بین ترم به سر می برم. البته از اونجایی که سه ترم داریم می خونیم«انسان حیوان است»به نظر می رسه بچه های پیام نور اهواز رو خرس فرض کردن واز اونجایی هم که خرس به خواب زمستونی نیاز داره،پس انشالله این تعطیلات تا پایان زمستون ادامه داره. قربونشون برم بچه هاهم خوب می خوابن... ولی انصافا ما نفهمیدیم این انسانی که حیوان است کی میخواد انسان بشه؟ مدتی ِکه عده ای از دلسوزان انسانیت ودر رأس اونها رهبرمون امام خامنه ای (مدظله العالی) دارن درمورد باز نگری در علوم انسانی تذکر می دن ولی کو گوش شنوا،حتما منتظرا تا باز آقا بگن صدبار گفتم چه بکنید تایه تکونی بخورن«اگه بخورن». از اون گذشته چندین سال هم هست که به جنبش نرم افزاری تأکید میکنن که البته این یکی به مزاج دانشجوها خوش اومده والحق والانصاف خوش درخشیدن وبسیار عالی دراین زمینه پیش روی کردن وبه نتایج خوبی رسیدن وبه کوری چشم دشمنانمون امریکا واسرائیل وانگلیس و... روز افزون هم خواهد بود.یکی از صحبتهای آقا در مورد جنبش نرم افزاری این بود که: ![]()
باید مغزهای متفکر استاد ودانشجوی ما بسیاری از مفاهیم حقوقی،اجتماعی وسیاسی راکه شکل وقالب غربی آنها درنظربعضی مثل وحی منزل است و نمی شود درباره اش اندک تشکیکی کرد، درکارگاه تحقیقاتی عظیم علوم مختلف حلاجی کنند؛هم خودشان استفاده کنند؛هم به بشریت پیشنهاد کنند؛امروز کشور ما محتاج این است؛امروز انتظار ما از دانشگاه این است.دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه وعمیق دراختیار این کشور واین ملت بگذارد تاآن کسانی که اهل کار وتلاش هستند،باپیشنهادها وقالب ها ونوآوری های خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه آباد وعادلانه مبتنی بر تفکرات وارزشهای اسلامی را بالا ببرند؛امروز کشور ما از دانشگاه این را می خواهد. اینکه دانشگاه ما تاچه اندازه به این مسأله اهمیت داده احتیاج به توجه وبررسی بیشتری داره فقط اینو بگم که الان ما یه چیزی حدود سه ونیم میلیون دانشجو در تمام دانشگاهها ی کشور داریم با یه نگاه به وضعیت علمی جامعۀ دانشگاهی و رشد علم در دانشگاه واثر گذاری دانشگاه در پیشرفت کشور وخیلی چیزهای دیگه ومقایسه اون با مطلوب میشه یه نتیجه هایی بدست آورد. اما جای سؤال اینجاست که آیا این جنبش نرم افزاری شامل علوم انسانی هم میشه یانه؟ لب مطلب اینکه این حیوان بلاخره انسان میشه یا قراره همین طور حیوان بمونه!!؟ اگه نظر منو بخواید که مطمئنم شاملش میشه،مثلا همین «انسان حیوان است»؛هیچ جای قرآن نیومده وهیج یک از پیامبران ما(صل الله علیهم اجمعین)وائمه معصومین (علیهم السلام)در هیچ جایی اینو نگفتن؛بله،مکرر و با تعابیر متفاوت گفتن که انسان حیوان میشود اگر راه انسانیت رو در پیش نگیره. اگر این مسأله رابه عنوان یک مقدمه برای انسان شناسی در جهت سیربه کمال بدونیم انتهاش به کجا میرسه؟اصلا انتهایی رو براش در نظر گرفتن؟یا واقعا قراره همین طور که در دنیا می بینیم حیوان باقی بمونه؟ به نظرمن این مسأله در دین نهفته است(که انشاالله به زودی دلایل اثباتش رو میگم) و به خوبی در دانشگاه ها و توسط اساتید و دانشجوها میشه مورد بررسی قرار بگیره چرا که توی این محیط نیروهای جوان و پرشور و انرژی زیادی داریم که می تونن اثر گذارباشن.
. نقطه سر خط 1.ادامه دارد... 2.به نظر شما چطور می شه در علوم انسانی نگرشی نو داشت؟ 3.دانشجو و دانشگاه تا چه اندازه در این زمینه اثر گذار میتونه باشه؟ 4.آیا همه علوم انسانی نیاز به اصلاحات و باز نگری دارن؟ 5.درنظراتتون 3000میلیارد روهم در نظر بگیرید،جزء علوم انسانیه!!
وامّـــــــــــا : ـــ جدیداً ازبرخی اساتید حرفای شیک می شنوم!!! ـــ انتخابات آینده رو بپاین نیفتین توفتنه...
«یاعلی» [ 90/11/06 ] [ 13:47 ] [ مبینا ]
[ ]
تولد:اهواز - 1337 تحصیلات:کارشناسی تاریخ آخرین مسولیت:فرمانده سپاه هویزه شهادت:18دی1359 محل شهادت:هویزه . . . این خانه کوچک، این سنگر، این گودی در دل زمین، این گونیهای برهم تکیه داده شده پر از حرف است و فریاد است، غوغاست. صدای پر محبت اصغر و حرف زدن آرام رضا خوش زبانی منصور... بغض گلویم را گرفته، قطرات اشکم هدیهتان باد. تنهایی عمیقترین لحظات زندگی یک انسان است. خدایا این خانه کوچک را بر من مبارک گردان. در این چند روز با خاک انس گرفتم، بوی خاک گرفتهام رنگ خاک گرفتهام. حال میفهمم که چرا پیامبر(ص) علی بن ابیطالب را ابوتراب نامید. حال میفهمم که علی بن ابیطالب که میفرماید : سجدههای نماز، حرکت اول خم شدن به روی مهر این معنا را میدهد که خاک بودهایم. حرکت دوم این معنی را دارد که از خاک برخواستهایم، متولد شدیم. حرکت سوم رفتن دوباره به خاک، به این معناست که دوباره به خاک باز میگردیم، مرگ و حرکت چهارم برخاستن به این معنی است که دوباره زنده میشویم، حیات و قیامت اما در این سنگر همیشه در کنار خاکیم، خاک پناهگاهمان است. روزهای صدای رگبار و خمپاره، گوشها را کر میکند. شبها صدای سکوت، صدای تک تیرها، صدای حرکت آب و ناگهان سکوت شب با فریاد الله اکبر شبیخون برادران شکسته میشود. و تیراندزای شروع میشود خدایا امشب کدامیک از بچهها زخمی، کدامیک شهید، چند تن از دژخیمان را به جزای خود رساندهاند. همهاش دلهره، اضطراب انتظار لحظه بازگشت برداران در انتظارم تا در آغوششان گیرم. ناگهان چهره غیور اصلی در جلوی چشمان ظاهر میشود آن شهید آن مردم تصمیم و اراده و مرد تاکتیک. خدایا کاش او بود و کمکمان میکرد. کاش او بود و از فکرش، از توان و مغز پر توانش استفاده میکردیم. خدایا صدای گریه فرزند کوچک تازه بدنیا آمده غیور میآید، صدای آه همسر جوانش خدایا چهره پرتلاش و کوه گونه محمد بلالی بیادم میآید آن روز که او را بر روی تخت بیمارستان ملاقات کردم او که چون شیر در شبها بعنوان فرمانده عملیات بر دشن میغرید آیا شجاعتر از او کسی هست. به تازگی شنیدهام که پاهایش لمس شده آن روز که او را دیدم از سر تا پایش همه در گچ بود. این اندام خفته همان اندام پرتوان و پرتلاش بود که در تاریکی شب جلوی بچهها راه میرفت و دستور آتش را میداد. نقطه سر خط . 1.یک روز درجبهه شوش همراه برادران سپاهی بودیم،درجبهه زیر شلیک های دشمن،حسین دیگران راجمع کرده بود وبرای آنها سخنرانی میکرد.خیلی آرام وبی اعتنا به شلیکها.من خیلی از او خوشم آمد.مانند یک روحانی با استفاده از آیات و ترجمۀ آنها برای بچه ها صحبت می کرد. خاطرات مقام معظم رهبری امام خامنه ای(مد ظله العالی) 2.اینان همانانند که هویزه را تا ابد کربلایی کردند ... 3.امید؛ اینکه شهدا ازما راضی باشند وهمانا که عند ربهم یرزقونند در قهقۀ مستانیشان ما را فراموش نسازند وما نیز در قهقهۀ مستی دنیا آنان را فراموش نسازیم... ــ و امّــا . . . ـــ الآن که دارم این پست رو می نویسم دلم به فرادایی خوشه که در کربلای هویزه دارم دعای ندبه ای رو می خونم که روزی همین غیور مردان اونجا میخوندن و خوشحالم که به سالگرد رستگاری هموطنانم دعوت شدم ـــ حتما دعاتون میکنم ـــ (ایشا الله یه روزم من شما رو دعوت کنم...) ... ((یاعلی)) ...
[ 90/10/16 ] [ 1:36 ] [ مبینا ]
[ ]
محمد بن یعقوب کلینی رحمة الله علیه در کتاب رسائل از محمدبن یحیی و او از محمدبن حسین و او از ایوب بن نوح و او از صفوان و او از مروان بن اسماعیل و او از حمزة بن حمران از حضرت صادق(علیه السلام) روایت نموده است که: در مورد قیام حسین وکناره گیری محمدبن حنفیه از یاری او صحبت می کردیم،امام صادق(علیه السلام)فرمود: ای حمزه!برای تو مطلبی را می گویم که پس از این مجلس دیگر پیرامون آن از من سؤال ننمایی: زمانی که حسین(علیه السلام)حرکت نمود ومتوجه عراق شد دستور داد کاغذی برایش آماده کردند،پس در آن کاغذ نوشت: به نام خداوند بخشایندۀ مهربان،این نوشته ای است از جانب حسین بن علی به بنی هاشم؛هرکس با من باشد آخرالامر شهید خواهد شد،و هر که از من کناره گیری کند و مرا همراهی ننماید پیروزی نصیبش نخواهد شد؛والسلام. لهوف سید ابن طاووس . نقطه سر خط ـــ امام خامنه ای (مدظله العالی): شهادت به این معناست که یک انسان برترین و محبوبترین سرمایۀ دنیوی خویش را نثار آرمانی سازد که معتقد است زنده ماندن و بارور شدن آن به سود بشریت است و این یکی از زیباترین ارزشهای انسانی است که آرمان مطلوب و الهی وآرزوی همۀّ پیامبران خداست.این ارزش،در صدر همۀ نیکی ها ی بشری قرار می گیرد و در هیچ ترازوی مادی نمی گنجد.پذیرش این تفکر همان عامل خیره کننده ای است که به مجاهدان راه حقیقیت نیرویی برای باطل ساختن همه محاسبات جبهه خصم می بخشد و چنانکه به تجربه دانسته شده است دشمن حقیقت را دچار بن بست و عجز و حیرت می سازد. ـــ لـــبـــیــک یـــاحــــســـیـــــن (علیه السلام) حرف بی ربط : 1.اگه شما هم مثل من فکر می کنید که این نامۀ امام حسین (علیه السلام) تنها برای بنی هاشم نبوده،پس .... لبیک یا حسین .... (( یاعلی )) .... [ 90/09/06 ] [ 14:3 ] [ مبینا ]
[ ]
نماز راز گفتن ودرِ امید کوفتن
نماز خویشتن را از دست نفس ربودن است وحضرت دوست را ستودن نماز شب نشانه عشق ومحبت انسان به آفریدگار خویش است که او را از بستر خواب جدا کرده و آن زمان که همه خفته اند و رفت و آمدی نیست وحواس آدمی جمع و توجه به مبدأ و گرایش کامل به آستان رفیع معبود محبوب مقدور است؛در تاریکی شبانه دل صفا بخشد و تا سحر گاهان به ابراز بندگی وعبادت حضرت دوست بپردازد و ازثمرات اسحار نصیب و بهره ببرد و ببیند که مِی بندگی حق چه تشنه ها دارد. روایاتی که از آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)در فضیلت سحر خیزی ونماز شب رسیده است عقل ها را حیران می کندو ازبس که آن فضیلت بزرگ و زیاد است باور کردنش مشکل به نظر می آید واگر تصدیق این مطلب می خواهی پس لازم است به حدیثی که از یکی از بزرگان نقل شده مراجعه نمایی که خدای تعالی در توصیف نشانه های محبانش فرموده:«يُحِبّهُم وَیُحِبّونَهُ(سوره مائده آیه ۵۴)»آنان کسانی اند که خدا آنان را دوست دارد و آنها نیز او را دوست می دارند وخداوند مشتاق آنهاست وآنان نیز اشتیاق به خدا دارند و خداوند متعال به آنها نظر می نمایید و همانا آنان در تاریکی های شب برای خدا به سجده می افتند و با او به مناجات می نمایند و اشک می ریزند و از محبت او ناله و شکایت به نزدش می برند.پس همانه همین یک روایت کافی است برای کسی که اهل دل است یا با حضور خاطر گوش فرا می دهد«لِمَن کَانَ لَهُ قَلبٌ اَو اَلقَی السََّمعَ وَ هُوَ شَهیدٌ(سوره ق آیه ۳۷)» واز کتاب غایات از امام صادق(علیه السلام )نقل شده که راوی گوید:به امام صادق(علیه السلام)عرض کردم:فدایت شوم مرا آگاه ساز که در چه ساعتی بنده به خدا نزدیک تر است و خدا هم به اونزدیک است؟حضرت فرمودند:«زمانی که بنده درآخر شب به پا می خیزد در حالی که چشم ها در خواب اند،آنگاه به سوی وضو ساختن می رود و وضوی کاملی می سازد،سپس در نماز گاه خود به نماز می ایستد وصورت خود را به سوی خدا متوجه می کند وهر دو پا را در کنار هم قرار می دهد وصدای خود را به الله واکبر گفتن بلند می کند و شروع به نماز می نمایید پس تعدادی از آیات قرآن را قرائت می نماید و دو رکعت نماز می گزارد و بر می خیزد تا دو رکعت دیگر را به جای آورد که ناگهان ندایی از منادی سمت راست عرش از پهنه آسمان به گوش می رسد که ای بنده ای که پروردگار خود را ندا می کنی همانا نیکی واحسان از پهنه آسمان همچنان بر سر تو افشانده می شود و فرشتگان از قدم گاه تو تا پهنه آسمان محیط بر تویند ودر این هنگام خداوند متعال ندا می دهد:ای بنده من اگر می دانستی با چه کسی مناجات می کنی،هرگز روی گردان نمی شدی» نسیم وحی(برگرفته از:رسالهلقاالله نوشته عارف بزرگوار آقا میرزا جواد ملکی تبریزی)
.نقطه سر خط ۱)مقام معظم رهبری(مد ظله العالی):غفلت از معنویت تمامی درهای صلاح و رستگاری را به سوی انسان بسته نگاه می دارد ۲)التماس دعا حرف بی ربط : ــ ....................................... ــ ................................................... ــ ................................................. ــ ............................... ــ اگه رهبر حکم جهاد بدن تو کدو م صفی؟ <<یاعلی>> [ 90/07/29 ] [ 21:55 ] [ مبینا ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |